شروع چندباره

هر چیزی به وقتش قشنگه ...

تبلیغات تبلیغات

ظهر روز یازدهم

همیشه ازین که مامانم مث مامانای دیگه نیست و منو تخریب میکرد و اشتباهات من رو هی جلو دیگران بازگو میکرد و این اجازه رو هم میداد که اونا هم راجب من اظهار نظر کنن و از من ایراد بگیرن ... من ازشون متنفر شده بودم خصوصا دوتا از فامیلای نزدیکمون . این رفتارای مامان باعث شد که من به شدت اعتماد به نفس پایینی داشنه باشم که البته دارم شاید یکم نسبت به قبل بهتر شده . فکر میکرد که با کوچیک کردن بچش یا بی ارزش نشون دادن وسایل های من داره کار خوبی میکنه که بقیه ازش
برچسب‌ها: اشتباهات, نزدیکمون
شروع چندباره ، ۱۴۰۳-۰۱-۰۸ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها