شروع چندباره

هر چیزی به وقتش قشنگه ...

تبلیغات تبلیغات

صبح روز یازدهم

اصلا نفهمیدم که چه جوری خوابیدم ؟ ساعت دو خوابیدیم ، ۴ برای سحر بیدار شدیم و تا خوردیم و یکم حرف زدیم شد پنج خوابیدیم و ۶و نیم مجدد بیدار شدم رفتم دنبال کارگرا 😑 تا اومدم خونه ساعت نزدیک ۸ خوابم برد وتا یکم چشام گرم شد ساعت ۹ مامان بیدارم کرد صبحونه ببر براشون واقعا نمیتونستم دیگه بلند شم حالم بد شده بود از کم خوابی که بیشترین اذیت برای این بود که هی میخوابیدم بیدار میشدم ، دیگه بعدشم که اومدم خونه شد ساعت ۱۰ و نیم صبح ، کتاب خوندم تا یکم چشام سنگین بشه
شروع چندباره ، ۱۴۰۳-۰۱-۰۸ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها